هویآن
هویآن، بندرِ تجاریِ کهنِ ویتنام و شهرِ فانوسها، وقتی شب فرا میرسد و هزاران فانوسِ ابریشمی روشن میشوند، به رؤیایی رنگی بدل میشود. شهری آرام و کهن، با کوچههای زردِ تاریخی، خانههای چوبی و رودخانهای که نورِ فانوسها را روی آب میبرد. این شهرِ ثبتشده در فهرستِ میراثِ جهانی، آمیزهای از فرهنگهای ویتنامی، چینی و ژاپنی را در معماریاش نگه داشته است. اینجا زمان آهستهتر میگذرد و هر گوشه، دعوتی است به قدمزدن و تماشا.

شهرِ باستانیِ هویآن، بندرِ تجاریِ پررونقِ سدههای پیش، امروز موزهای زنده از خانههای زردِ رنگورورفته، معابدِ چینی و کوچههای تنگ است که یونسکو آن را ثبت کرده. زمان اینجا آهستهتر میگذرد؛ خودرو راه ندارد و تنها صدای پا، دوچرخه و همهمهی آرامِ بازار به گوش میرسد. خیاطها در چند ساعت برایت لباس میدوزند و کافههای کوچک، قهوهی ویتنامی را کنارِ رود سرو میکنند. هر گوشهی این شهر، با دیوارهای زرد و گلهای کاغذیِ آویزان، قابی آماده برای عکس است.

پلِ سرپوشیدهی ژاپنی، نمادِ هویآن، پلی چوبی و کهن که بیش از چهار قرن پیش به دستِ بازرگانانِ ژاپنی ساخته شد تا محلهشان را به محلهی چینیها بپیوندد. سقفِ منحنی، حکاکیهای ظریف و معبدِ کوچکی که در دلِ پل جای گرفته، آن را به شاهکاری از تلاقیِ فرهنگها بدل کرده است. مجسمههای سگ و میمون، نگهبانانِ نمادینِ دو سرِ پلاند و هر جزئیات، داستانی از باور و تجارت را روایت میکند. تصویرِ این پل حتی بر اسکناسِ ویتنام هم نقش بسته است.

با غروبِ خورشید، بازارِ شب در آنسوی رود جان میگیرد؛ راستهای پر از فانوسهای ابریشمیِ رنگارنگ که مثلِ خوشههای نور از سقف آویختهاند. بوی خوشِ غذای خیابانی، از نانهای محلی تا شیرینیهای گرم، در هوا میپیچد و دستفروشان صنایعدستی و سوغاتی عرضه میکنند. کودکان فانوسهای کوچک به دست میگیرند و قایقها مسافران را برای گشتی شبانه روی آب میبرند. اینجا شب، پرشورترین و رنگینترین ساعتِ هویآن است؛ جشنی که هر شب تکرار میشود.

رودِ توبون آرام از کنارِ شهرِ کهن میگذرد و آیینهای میشود برای نورِ فانوسها و آسمانِ غروب. سوار بر قایقِ چوبیِ کوچک، میتوانی فانوسی کاغذی را روی آب رها کنی و به رسمِ محلی، آرزویی در دل بطلبی. بازتابِ دهها فانوسِ شناور بر سطحِ رود، منظرهای جادویی و فراموشنشدنی میسازد که امضای هویآن است. در امتدادِ رود، خانههای قدیمی و درختانِ نخل، حاشیهای شاعرانه به این سفرِ کوتاهِ آبی میبخشند.

کوچههای فانوس، قلبِ تپندهی شبهای هویآناند؛ سقفی از هزاران فانوسِ ابریشمی به رنگهای سرخ، زرد، آبی و بنفش که کوچهها را در نوری گرم و رؤیایی غرق میکنند. صنعتِ فانوسسازی اینجا میراثی چندصدساله است و در کارگاههای کوچک، هنوز به دست ساخته میشوند. هر رنگ حالی تازه میآفریند و قدمزدن زیرِ این آسمانِ رنگی، مثلِ راهرفتن در دلِ یک رؤیاست. در جشنِ ماهِ کامل، برقها خاموش میشوند و شهر تنها با نورِ فانوسها میدرخشد.

بیشهی نخلِ آبیِ کمتان، تالابی سبز در چند کیلومتریِ شهرِ باستانی است که آبراههای باریک، آن را مثل شبکهای از کوچه میشکافند. گردش اینجا با قایقهای حصیریِ گِرد انجام میشود؛ قایقهایی که پاروزنِ محلی با یک پارو میچرخاندشان و گاه بهشوخی روی آب به رقص درمیآورد. در میانِ مسیر، فوتوفنِ ماهیگیریِ سنتی با تورِ دایرهای و تلههای خرچنگ را نشان میدهند. سایهی انبوهِ نخلها، صدای پرندهها و آبِ آرام، این گشت را به یکی از خنکترین تجربههای هویآن بدل کرده است.