موئینه
موئینه، دهکدهای ساحلی در جنوبِ ویتنام، جایی است که صحرا به دریا میرسد و دو منظرهی ناهمگون در کنارِ هم مینشینند؛ تپههای شنیِ سرخ و طلایی از یک سو و دریای فیروزهای از سوی دیگر. بادی همیشگی بر این ساحل میوزد و آن را به بهشتِ بادبادکسواران و موجسوارانِ بادی بدل کرده است. بندری پر از قایقهای رنگی، جویبارهای پنهان میانِ صخرههای سرخ و آفتابی سخاوتمند، مکمّلِ این منظرهاند. موئینه جایی است که خشکی و آب، دو چهرهی یک رؤیای واحدند.

تپههای شنِ سرخِ موئینه، پدیدهای شگفتانگیزند که صحرا را درست کنارِ دریای استوایی نشاندهاند؛ شنی به رنگِ آجر و مس که در نورِ روز رنگ عوض میکند. باد بر این تپهها موج میاندازد و هر بامداد نقشونگاری تازه بر شن میآفریند، چنانکه هیچ روز شبیهِ روزِ دیگر نیست. کودکانِ محلی سُرسُرههای پلاستیکی کرایه میدهند تا از دامنهها پایین بلغزی و بازی کنی. هنگامِ طلوع و غروب، این تپهها به رنگِ شعله درمیآیند و ایستادن بر بلندایشان، مثلِ گامزدن در دریایی از آتش و نرمی است.

جویبارِ پریان، رودی کمعمق و گرم است که پابرهنه در بسترِ شنیِ آن قدم میزنی و آرام در دلِ منظرهای رؤیایی پیش میروی. دو سوی مسیر، دیوارههایی از خاکِ سرخ و سفید سر برآوردهاند که آب و باد طیِ قرنها آنها را چون مجسمههایی طبیعی تراشیدهاند. هر پیچِ جویبار، ترکیبی تازه از رنگ و شکل پیشِ رویت میگذارد؛ برجها، درههای کوچک و لایههای رنگین. راهرفتن در این آبِ ولرم، میانِ نخلها و صخرههای سرخ، پیادهرَویای آرام و خیالانگیز است که انگار در سرزمینی جادویی میگذرد.

آنجا که باد و باران خاکِ نرمِ رسی را طیِ سالیان به برجها، ستونها و درههای کوچک بدل کردهاند، منظرهای سوررئال از رنگهای زرد، نارنجی و سرخ پدید آمده که به «کنیونِ طلایی» شهرت دارد. این سازههای خاکیِ عجیب، یادآورِ درههای دوردستِ بیابانیاند، اما درست کنارِ دریا قرار گرفتهاند. قدمزدن میانِ این دیوارههای رنگی، بهویژه که هر لایهاش رنگی متفاوت دارد، مثلِ گشتن در نگارخانهای طبیعی است. در نورِ طلاییِ پایانِ روز، این صخرهها چنان میدرخشند که گویی از درون روشن شدهاند.

بندرِ ماهیگیریِ موئینه، خلیجی است که صدها قایقِ رنگارنگ و «تنگه»های گردِ سنتیِ ویتنامی، آن را مثلِ فرشی زنده و متحرک پوشاندهاند. سپیدهدم، هنگامی که ماهیگیران از دریا بازمیگردند، بندر پر میشود از هیاهوی تخلیهی صید، چانهزدنِ خریداران و بوی تندِ دریا و ماهیِ تازه. زنان، سبدهای پر از ماهی و میگو را بر سر میگذارند و به بازار میبرند، در حالیکه قایقها آرام بر آب تاب میخورند. تماشای این صحنهی پرجنبوجوش از بالای تپه، در نورِ نخستِ صبح، تصویری اصیل و فراموشنشدنی از زندگیِ ساحلی است.

بادِ نیرومند و همیشگیِ موئینه، این ساحل را به یکی از بهترین میدانهای بادبادکسواری و موجسواریِ بادیِ آسیا بدل کرده و از سراسرِ جهان ورزشکار به آن میکشاند. در فصلِ باد، دهها بادبادکِ رنگارنگ بر فرازِ موجها میرقصند و ساحل به صحنهی نمایشی از باد، آب و رنگ بدل میشود. مبتدیها میتوانند در مدرسههای ساحلی این ورزش را بیاموزند و حرفهایها بر موجها اوج بگیرند. حتی اگر تنها تماشاگر باشی، نشستن روی شن و دیدنِ این رقصِ رنگین بر آب، سرگرمیِ دلپذیرِ عصرهای موئینه است.

کرانهی بلندِ موئینه دهها کیلومتر در امتدادِ دریا کشیده شده و ردیفِ نخلها آن را از جاده جدا میکند. آب اینجا آرام و کمعمق است و شنها نرم؛ برای همین ساحل هم برای قدمزدنِ طولانی مناسب است و هم برای شنای بیدغدغه. اقامتگاههای ساحلی با باغهای سبز و استخرهای رو به دریا درست پشتِ خطِ ساحل نشستهاند و دسترسی به آب را ساده میکنند. غروبها، وقتی رنگِ آسمان بر آب مینشیند و قایقهای گردِ ماهیگیری برمیگردند، دلپذیرترین ساعتِ روز در این کرانه است.