نینبین
نینبین، تنها چند ساعت دورتر از هانوی، سرزمینی است که در آن کوههای آهکیِ سربهفلککشیده بهجای دریا، از دلِ شالیزارها و رودخانههای آرام سر برآوردهاند؛ به همین سبب آن را «ها لونگِ خشکی» مینامند. اینجا سفر یعنی نشستن در قایقی پاروییِ کوچک و لغزیدن میانِ صخرهها و غارهایی که رودخانه از دلشان میگذرد. معبدهای کهن در پای کوهها پنهاناند و پلههای سنگی تا نوکِ قلهها بالا میروند، آنجا که تمامِ دره زیرِ پایت گسترده میشود. نینبین، نخستین پایتختِ ویتنامِ مستقل، هم تاریخ است و هم طبیعتِ ناب؛ جایی برای آرامشدن و تماشا.

ترنگآن، میراثِ جهانیِ یونسکو، شبکهای از رودخانههای آرام است که میانِ صدها کوهِ آهکی و غارهای آبی میپیچد. سوار بر قایقی پاروییِ کوچک، از دلِ غارهای کمارتفاع میگذری، جایی که گاه باید سر خم کنی تا از زیرِ سقفِ سنگی رد شوی، و ناگهان به درهای پنهان و سرسبز میرسی. هر پیچِ مسیر، معبدی کهن یا صخرهای تازه را پیشِ رویت میگذارد و سکوت، تنها با صدای پارو و آواز پرندگان شکسته میشود. این سفرِ چندساعته روی آب، بیش از آنکه گشتوگذار باشد، به مراقبهای آرام میماند.

تامکوک، که نامش یعنی «سه غار»، یکی از زیباترین منظرههای نینبین است؛ رودخانهی نگودونگ میانِ شالیزارهای پهناور و کوههای آهکی میپیچد و از دلِ سه غارِ طبیعی میگذرد. در فصلِ برداشت، شالیزارها به طلایی مینشینند و منظرهای میسازند که کمتر جایی در جهان مانندش را میتوان یافت. قایقرانانِ محلی اینجا با پا پارو میزنند، مهارتی دیرینه که تماشایش خود بخشی از تجربه است. آرامشِ آب، سبزی و طلاییِ کشتزارها و دیوارههای خاکستریِ کوه، تامکوک را به تابلویی زنده بدل میکند.

غارِ موآ بیش از آنکه بهخاطرِ غارش شناخته شود، بهخاطرِ قلهی بالای آن مشهور است؛ نزدیک به پانصد پلهی سنگی تو را تا نوکِ کوه بالا میبرند. بالای مسیر، اژدهایی سنگی بر ستیغِ کوه خفته و از کنارش تمامِ درهی تامکوک و رودخانهی پرپیچش زیرِ پایت گسترده میشود. صعود نفسگیر است، اما منظرهی پانورامیکِ بالا — شالیزارها، آب و کوهها تا افق — پاداشی است که خستگی را از تن میبرد. اینجا محبوبترین نقطه برای تماشای نینبین از بلندی است، بهویژه هنگامِ غروب.

مجموعهی معابدِ بایدین، بزرگترین مجموعهی بوداییِ ویتنام، بر دامنهی کوه گسترده شده و با راهروهای طولانی، سالنهای عظیم و مجسمههای بیشمار، عظمتی کمنظیر دارد. راهروی سرپوشیدهی آن، با صفهای بیپایانِ مجسمههای سنگیِ راهبان، یکی از طولانیترینها در آسیاست. برجِ زنگِ بلند، مجسمههای طلاییِ بودا و چشماندازِ باز به کوههای پیرامون، فضایی باشکوه و آرام میآفرینند. قدمزدن در این مجموعه، میانِ بخورِ معابد و طنینِ زنگها، حسِ کوچکیِ آدمی را در برابرِ بزرگیِ مکان بیدار میکند.

هوالو، نخستین پایتختِ ویتنامِ مستقل در سدهی دهم میلادی، زمانی مرکزِ قدرتِ سلسلههای دین و لِه بود و امروز آرام میانِ کوهها آرمیده است. از آن شهرِ باستانی، دو معبدِ کهن باقی مانده که به یادِ نخستین پادشاهانِ ویتنام برپا شدهاند؛ بناهایی چوبی با حیاطهای سنگی و نقشونگارهای اصیل. صخرههای آهکی گرداگردِ این مکان، دیوارِ طبیعیِ پایتختِ کهن بودهاند و هنوز همان حالوهوای حماسی را نگه داشتهاند. گشتن در هوالو، قدمزدن در ریشههای تاریخِ یک ملت است، آنجا که استقلالِ ویتنام زاده شد.