وونگتاو
وونگتاو، نزدیکترین گریزگاهِ ساحلی به هوشیمین، شبهجزیرهای است که دریا از سه سو در آغوشش گرفته و همین آن را به مقصدِ محبوبِ آخرِ هفتهی مردمِ سایگون بدل کرده. مجسمهای بلند از مسیح بر فرازِ کوه، فانوسِ دریاییِ کهن، ساحلهای پهن و نسیمِ همیشهشورِ دریا، فضایی آرام و دلپذیر میسازند. اینجا زمانی بندرِ نفتیِ کشور بوده، اما امروز چهرهای ساحلی و توریستی دارد. وونگتاو شهری است ساختهشده برای یک آخرِ هفتهی دریایی و رهایی از هیاهوی کلانشهر.

بر بلندای کوهِ نیوو، مجسمهای عظیم از مسیح با بازوانِ گشوده رو به دریا ایستاده است؛ سازهای بیش از سی متر بلند که یکی از بزرگترین مجسمههای مسیح در جهان بهشمار میرود. برای رسیدن به آن باید صدها پله را بالا بروی و سپس از پلکانِ درونیِ مجسمه تا شانههایش صعود کنی. از آنجا، منظرهای بیکران از خلیج، شهر و دریای پیرامون پیشِ چشمت گشوده میشود. اینجا آسمان و دریا به هم میرسند و بادِ خنکِ ارتفاعات، پاداشِ هر قدمِ نفسگیرِ مسیر است.

فانوسِ دریاییِ هایدانگ، برجی سفید و بیش از صدساله بر فرازِ تپهی کوچک، هنوز هر شب راهِ کشتیها را در دریای پیشِ رو روشن میکند. این فانوس که در دورانِ استعمارِ فرانسه ساخته شد، از قدیمیترین فانوسهای دریاییِ ویتنام است. مسیرِ پیچدرپیچِ رسیدن به آن، از میانِ درختانِ سرسبز و کنارِ خانههای قدیمی میگذرد و خود گردشی دلپذیر است. از پای فانوس، یکی از بهترین چشماندازهای شهر و خلیج پدیدار میشود؛ بهویژه هنگامِ غروب که شهر زیرِ پایت آرامآرام چراغانی میشود.

ساحلِ پشتی یا «بایسو»، بلندترین و پهنترین ساحلِ وونگتاو، نواری طلایی بهدرازای چند کیلومتر است که موجهایش برای شنا و موجسواری مناسباند. این ساحلِ سرزنده، محبوبترین نقطهی شهر برای گردشگرانِ سایگون است که آخرِ هفتهها برای گریز از گرمای شهر به اینجا میآیند. نخلها و رستورانهای دریایی در حاشیه صف کشیدهاند و صندلیهای ساحلی برای استراحت آمادهاند. آسمانِ گاه ابری و صخرههای تیرهی کناره، به این ساحلِ پهناور حالوهوایی دراماتیک و دلنشین میبخشند.

خلیجِ گانرای، آنجا که رودهای دلتا پس از سفری طولانی به دریا میریزند، پهنهای آرام و گسترده از آب است که وونگتاو را در آغوش گرفته. آبی رام، افقی دور و کشتیهای باری و ماهیگیری که آهسته از آن میگذرند، منظرهای صلحآمیز و بیپایان میسازند. این خلیج، آبراهِ مهمِ رسیدن به بندرِ سایگون است و در عینِ حال، پناهگاهِ دهها روستای ماهیگیری. نشستن کنارِ این خلیج هنگامِ غروب و تماشای کشتیهایی که در نورِ کمرنگ محو میشوند، یعنی سپردنِ دل به بیپایانیِ آرامِ دریا.

خانهی سفید یا «باچدین»، کاخی استعماری با نمای سفید و پنجرههای قوسیِ کهنه، بر دامنهی کوهِ بزرگ و مشرف به دریا نشسته است. این عمارت را فرانسویها در پایانِ سدهی نوزدهم بهعنوانِ اقامتگاهِ تابستانیِ فرماندارِ کل ساختند و بعدها پادشاهِ برکنارشدهی ویتنام سالها در آن محبوس بود. امروز موزهای است که عتیقهها و سفالهای بازمانده از کشتیهای غرقشده را در خود جای داده و معماریِ ظریفِ آن، با نقشونگارهای سرامیکیِ لبهی بام، هنوز چشمنواز است. باغِ آرامِ پیرامون، پوشیده از درختانِ چمپا، و چشماندازِ دریا از ایوانهای آن، خانهی سفید را به گریزگاهی از دلِ تاریخ بدل میکند.

دماغهی نگینفونگ جنوبیترین زبانهی خشکیِ شهر است که مثل نیزهای سنگی به دریا فرو رفته و باد و موج از دو سو به آن میکوبند. مسیرِ پیادهرویِ لبِ صخره تا نوکِ دماغه ادامه دارد و از آنجا میتوان هر دو ساحلِ شهر را همزمان دید. تختهسنگهای سیاه، کفِ سفیدِ موج و افقِ باز، قابی دراماتیک میسازند که در هیچ نقطهی دیگرِ وونگتاو تکرار نمیشود. سپیدهدم و غروب، نور اینجا را به یکی از بهترین نقاطِ عکاسیِ شهر بدل میکند.

ساحلِ جلویی یا بایچوئوک، خلیجی هلالی است که رو به مرکزِ شهر نشسته و پیادهروِ ساحلی، نخلها و نیمکتها آن را به گردشگاهی همیشگی بدل کردهاند. آب اینجا آرامتر از ساحلِ پشتی است و قایقهای ماهیگیریِ رنگی نزدیکِ ساحل لنگر میاندازند. عصرها خانوادههای محلی برای هواخوری میآیند و بساطهای کوچکِ خوراکیِ دریایی در کنارِ مسیر برپا میشود. محبوبترین ساعتِ آن غروب است؛ وقتی خورشید پشتِ کوه و دریا پایین میرود و کلِ خلیج رنگِ طلا میگیرد.